مقدمه:
وقف و امور خیریه از مهمترین جلوههای مشارکت شهروندان و نهادهای خصوصی در تأمین منافع عمومی، کاهش آسیبهای اجتماعی، حمایت از علم و آموزش، حفاظت از محیطزیست و ارتقای رفاه جامعه هستند. با این حال، اثربخشی فعالیتهای خیرخواهانه تنها به نیت نیک یا میزان داراییهای اختصاصیافته وابسته نیست؛ بلکه به چارچوب حقوقی، نوع ساختار سازمانی، شیوه نظارت، ثبات اهداف و سازوکارهای مالیاتی نیز بستگی دارد.در بسیاری از کشورها، نهادهای غیرانتفاعی و عامالمنفعه از طریق قوانین مشخص و ساختارهای نهادی منظم، امکان فعالیت پایدار و قابل اعتماد پیدا میکنند.
سوئیس از جمله کشورهایی است که بخش خیریه و غیرانتفاعی آن بر دو قالب حقوقی مهم، یعنی بنیادها و انجمنها، استوار است. اگرچه در حقوق سوئیس تعریف قانونی مستقلی از «خیریه» ارائه نشده است، این مفهوم در عمل و بهویژه در نظام مالیاتی، با عنوان «عامالمنفعه» شناخته میشود.
قانون مدنی سوئیس نیز مهمترین مبنای حقوقی برای تأسیس، فعالیت و تنظیم امور بنیادها و انجمنها به شمار میرود. بنیادها و انجمنها در این کشور نقش مهمی در پیشبرد اهداف انسانی، اجتماعی، آموزشی، علمی، فرهنگی، زیستمحیطی و مذهبی دارند.
در این میان، بنیاد بر پایه اختصاص غیرقابل بازگشت دارایی برای هدفی معین شکل میگیرد و پس از ثبت، شخصیت حقوقی مستقلی مییابد. انجمن نیز بر محور عضویت افراد و تصمیمگیری جمعی ایجاد میشود و در مقایسه با بنیاد، از انعطاف بیشتری در تغییر اهداف و اداره امور برخوردار است.
تفاوت در مبنای شکلگیری، ساختار تصمیمگیری، میزان نظارت دولت و ثبات اهداف، موجب میشود هر یک از این دو قالب حقوقی کارکردها و مزایای ویژهای در حوزه فعالیتهای غیرانتفاعی داشته باشند.
این مقاله با بررسی مفهوم وقف و امور خیریه در سوئیس، ساختار حقوقی بنیادها و انجمنها، تفاوتهای اساسی میان آنها و شرایط لازم برای عامالمنفعه شناخته شدن مؤسسات، میکوشد تصویری روشن از نظام فعالیتهای خیرخواهانه در این کشور ارائه کند.
در ادامه، ابتدا به بررسی مفهوم وقف و امور خیریه در سوییس پرداخته میشود و مفاهیمی که بیان میگردد، در دو بخش کلی سازمانهای غیرانتفاعی و سازمانهای عامالمنفعه میباشد.
در بخش سازمانهای غیرانتفاعی مفهوم سازمانهای غیرانتفاعی و انواع و شرایط آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت که عمده اشکال سازمانهای غیرانتفاعی در سوییس به صورت انجمنها و بنیادها هستند.
در نهایت در بخش دوم سازمانهای عامالمنفعه، شرایط لازم جهت عامالمنفعه شدن و مزایای آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
مفهوم وقف و امور خیریه در کشور سوییس
هیچ مفهوم قانونی از خیریه، تحت قانون سوییس وجود ندارد و خیریه تحت قانون مالیات به صورت عامالمنفعه تعریف میشود. همچنین منابع اصلی قانون سوییس در ارتباط با بنیاد و انجمنها در قانون مدنی است. بخش سازمانهای خیریه، نقش مهمی در سوییس بازی میکنند. به طور معمول بنیادها و انجمنها به عنوان حامل بخش انسان دوستانه میباشند.وقف نیز شامل ایجاد وقف اموال یا مسدودکردن آن به نفع یک بنیاد مذهبی یا اهداف عامالمنفعه است که نقش مهمی در سازمانهای خیریه سوییس بازی میکند. وقف باید املاک و مستغلات و یا ثروت قابل سنجش باشد. سود حاصل از این اموال یا ثروت باید به صورت مستمر و مداوم باشد که برخلاف ثروت مصرفی است.
در سوییس دو شکل از نهادهای قانونی که به طور رایج برای اهداف خیرخواهانه استفاده میشوند، به صورت انجمنها و بنیادها میباشند که در قسمت بعدی به آن پرداخته میشود.
۱- بنیاد
بنیادها نهادهای قانونی مستقلی هستند که متشکل از داراییهای جبران ناشدنی و غیرقابل بازگشتاند که طبق قانون مدنی، متعهد به انجام یک یا بیشتر از اهداف تعریف شده میباشند و توسط یک یا تعدادی مؤسس (که می توانند سوییسی یا افراد خارجی و یا نهاد قانونی باشند) تشکیل میشوند و همچنین سازمانهای بینالمللی و یا نهادهای دولتی میتوانند از بنیانگذاران بنیادهای سوییسی باشند.در سیستم قانون مدنی سوییس، بنیاد به طور معمول به عنوان نهادی قانونی ایجاد میشود که توسط داراییهای وقف برای هدفی خاص تعریف میگردد که این هدف باید عامالمنفعه باشد.
علاوه بر نیاز اساسی قانون مدنی که یک بنیانگذار دارای ارادهای مستقل است، تأسیس بنیاد شامل دو نیاز تشکیلاتی است: وقف، یک بنیاد را از نهادهای دیگر در بخش غیرانتفاعی (جامعه مدنی) مانند انجمنها و گروههای حمایت کننده تمایز میکند؛ بنابراین بنیاد متعلق به بخش اقتصادی است که به طور مستقل از بازار و دولت ظهور کرده است؛ اما ابزار این بخش به طور قابل توجهی از منابع در دسترس دیگر بخشها متفاوت است.
علاوه بر وقف، بنیادها نیاز به یک ارتباط قوی با بخش خصوصی و دولتی به منظور عملکرد خود دارند. وقف برای بنیادها به عنوان یک ضربه شروع عمل میکند، اما ارتباط بنیاد با جامعه، چیزی است که از بنیاد در درازمدت محافظت میکند.
حداقل سرمایه اولیه برای تشکیل یک بنیاد ۵۰۰۰۰ فرانک (معادل با ۱۶۲۱ میلیارد ریال) است که باید توسط بنیانگذار آن اهدا شود. بنیادها میتوانند هرنوع هدف مشخصی داشته باشند، به شرطی که آن هدف قانونی باشد و همچنین غیرممکن و غیراخلاقی نباشد.
جدا از وقف اولیه، بنیادها توسط هدیهها و کمکهای مالی تغذیه میشوند. در اصل بخششهای بشردوستانه در قالب کمک و یا کمک مالی به صورت داوطلبانه، انتقال غیرقابل فسخ از یک دارایی (پول، دارایی، حقوق بهرهمندی از چیزی و...) توسط فردی به سازمان برای هدف عمومی اختصاص داده میشود.
به طور کلی این عمل بدون انتظار از دریافت چیزی انجام میشود. تنها شرط معمول این معامله، تخصیص دارایی اهداشده برای هدفی که اهداکنندگان در نظر گرفتهاند. در صورتی که فعالیتهای بنیاد پس از دریافت هدیه، متوقف شود، آن هدیه به موسسه خیریه دیگر با هدف مشابه منتقل میگردد و به اهداکننده برگشت داده نمیشود.
کنترل بنیانگذاران بنیاد، فراتر از یک بنیاد به کار برده میشود. معمولا به این صورت است که اعضای هیئت مدیره اولیه بنیاد، توسط بنیانگذاران انتخاب و منصوب میشوند؛ اما زمانی که بنیاد در دفتر ثبت تجارت ثبت شود، این بنیاد تبدیل به یک نهاد حقوقی مستقل میشود که خارج از کنترل مستقیم بنیانگذاران قرار می گیرد.
با این حال بنیانگذار میتواند حق تغییر بند مربوط به اهداف بنیاد را داشته باشد به شرطی که:
- ده سال از تأسیس شرکت و یا آخرین اصلاحیه گذشته باشد.
- چنین اصلاحیهای در اساسنامه صراحت بیان شده باشد.
انواع بنیادها در سوییس
بنیادهای گرنت میکینگ
بنیاد بر اساس دیدگاه عمومی، بنیاد گرنت میکینگی با یک وقف بزرگ است که از طریق درآمد حاصل از داراییها، از اهداف خیرخواهانه حمایت میکند. بر این اساس، بنیادهایی که به تازگی تأسیس میشوند در درجه اول به منظور جمعآوری کمک، یک اهداکننده مناسب برای سازمان یا پروژه خود در نظر میگیرند.
یک بنیاد در سوییس در درجه اول، نهادی قانونی است که به منظور تحقق بخشیدن به تعداد زیادی از فعالیتها و اهداف متفاوت ارائه خدمت میکند
بنیادهای عملیاتی
علاوه بر بنیادهای گرنت میکینگ، بنیادها عملیاتی وجود دارند که تنها با داشتن درآمد بسیار کمی فعالیت میکنند. همچنین بنیادهای عملیاتی با دارایی زیادی وجود دارند که نشاندهنده توزیع منابع مالی بالا از طریق هزینههای خدمات ارائهشده به خصوص در حوزه پرستاری و سالمندان) هستند.
۲- انجمن
انجمن، نهادهای قانونی جداگانه مستقلی هستند که توسط افراد یا اعضای شرکت تشکیل میگردند. انجمن زمانی که به طور مستقل در دفتر ثبت تجارت به ثبت برساند، شخصیت حقوقی خود را به دست میآورد.برخلاف بنیادها، انجمنها از اعضایی تشکیل میشوند که حداقل باید از دو نفر عضو تشکیل گردند. اعضای انجمن، نظارت بر انجمن را بر عهده دارند، در همین راستا انجمن، تحت نظارت مرجع نظارتی خارجی قرار نمیگیرد.
هدف اصلی انجمن نمیتواند اقتصادی باشد، به این معنی که انجمن نمیتواند برای اعضای خودش به طور مستقیم منفعت و سودی را با فعالیتهای تجاری یا صنعتی، فراهم کند. به عبارت دیگر یک انجمن با داشتن هدفی ایدهآل، میتواند فعالیتهای تجاری به منظور رسیدن به اهدافش انجام دهد، اما انجمن با داشتن اهداف اقتصادی، نمیتواند فعالیتهای تجاری انجام دهد. به جز مواردی که این اهداف اقتصادی ثانویه و فرعی در برابر اهداف ایدهآل باشند.
ثبت انجمنهایی با اهداف غیرانتفاعی در دفتر ثبت تجارت، الزامی نیست؛ بنابراین هیچ اطلاعات معتبر در دسترسی بر روی تعداد انجمنهای تأسیس شده در کشور سوییس وجود ندارد. درنتیجه در حال حاضر هیچ گونه تصویر مرکزی از کل بخش غیرانتفاعی سوییس در دسترس نیست. انجمنها شکل قانونی رایجی هستند که به ویژه توسط فدراسیونهای ورزشی بینالمللی استفاده میشوند.
تفاوت انجمن و بنیاد
نهاد عالی حاکم بر انجمن، مجمع عمومی اعضای آن است در حالی که در بنیادها، هیئت مدیره آن است. علاوه بر این اعضای هیئت مدیره یک بنیاد، وظیفه امانتداری برای اقدامات خود در جهت منافع بنیاد را دارند ولی چنین وظیفهای برای اعضای انجمن وجود ندارد. درنتیجه اعضای انجمن میتوانند بر اساس منافع خودشان برای فعالیتهای انجمن تصمیمگیری کنند و بر آن تأثیر بگذارند.
در همین راستا، اهداف انجمن میتواند توسط مجمع عمومی اعضا تغییر کند. در حالی که اهداف بنیاد به جز در شرایط فوقالعاده نمیتواند تغییر کند. به همین دلیل اهداکنندگان، بنیادها را نسبت به انجمن جهت کمکهای مالی خود ترجیح میدهند چون بنیادها دارای ثبات و امنیت در طول زمان هستند.
تفاوت دیگر بنیادها و انجمنها در این است که، بنیادهای سوییسی تحت نظارت دولت هستند. این نظارت حراست بیشتری را در راستای تضمین این که بودجهها از اهداف بنیاد منحرف نشوند را فراهم میکند. انجمنها مشمول هیچ گونه نظارت دولتی نیستند، در حالی که بنیادها در معرض نظارت اداره نظارت بنیاد فدرال یا ایالتی هستند، بسته به این که در چه سطح محلی، ملی و بینالمللی فعال هستند.
مفهوم بنیاد عامالمنفعه
در سوئیس نهاد یا موسسه خیریه باید دارای اهداف عامالمنفعه باشد. خدمات عامالمنفعه نه به طورکلی و نه به طور مجمل در بخشنامه ۱۹۹۴/۱۲ که صرفا نمونههایی از چنین فعالیتهایی شامل فعالیتهای با ماهیت خیرخواهانه، انسانی، سلامت، محیطزیست، آموزشی، علمی و فرهنگی را معرفی نموده، تعریف نشده است.برای عامالمنفعه محسوب شدن یک فعالیت باید شمار نامحدودی از ذینفعان را در بر بگیرد. در صورتی که که شمار ذینفعان یک فعالیت بسیار محدود باشد، به عنوان فعالیت عامالمنفعه تلقی نخواهد شد.
مفهوم عامالمنفعه در مالیاتهای مستقیم فدرال به فعالیتهای صورت گرفته در درون مرزهای سویس محدود نشده است؛ بنابراین برخورداری از معافیتهای مالیاتی برای انجام خدمات عامالمنفعه در سرتاسر جهان برای نهادها و مؤسسات خیریه سویسی در صورت عامالمنفعه بودن فعالیت و حصول سایر شرایط برخورداری از این معافیتها امکانپذیر است.
ایجاد یک بنیاد عامالمنفعه زمانی که شرایط زیر را برآورده کند، معتبر تلقی میشود:
- تخصیص داراییها برای هدفی خاص
- انطباق با مقررات حاکم بر تهیه پیشنویس سند (فرم معتبر، قرارداد ارث)
- به منظور به دست آوردن شخصیت حقوقی، بنیاد نباید هیچ گونه هدف غیرقانونی را دنبال نکند.
عدم وجود منفعت شخصی در فعالیت
مفهوم عامالمنفعه دربرگیرنده یک عنصر غیرعینی ذهنی به نام فقدان منفعت شخصی است. هر فعالیت تنها در صورتی واجد شرایط موارد فوقالذکر خواهد بود که عامالمنفعه و بر نوعدوستی به معنی از خودگذشتگی برای منافع جمعی (اجتماع) مبتنی بوده باشد.فقدان منفعت (جویی) شخصی هیئت مدیره یا هیئت امنا یک سازمان نیازمند فدا نمودن منفعت شخصی برای منافع اجتماعی است. نتایج عملی این شرط به شرح ذیل است:
* هیئت مدیره یا امنا هیچ مزد یا پاداشی دریافت نمی کنند.
* در برخی ایالات نظیر ایالت ژنو رویههای مالیاتی دریافت پاداش و دستمزد برای زمان صرف شده جهت همکاری با چنین مؤسساتی را امکانپذیر مینماید. با این وجود، این پاداش یا دستمزد نباید از مبلغ پرداخت شده برای حضور در مقامات رسمی در جلسات کمیسیون ژنو پرداخت میشود، بیشتر باشد.
* دریافت کنندگان این گونه پرداختها شامل کارکنان، مقامات اجرایی مؤسسات غیرانتفاعی قادر به فعالیت در هیئت مدیره هیچ بنیاد سویسی نمیباشند، مگر اینکه این عضویت بدون حق رأی باشد.
* برای فعالیت افزون بر وظایف معمول یک عضو هیئت مدیره در چنین مؤسسات و نهادهایی، نظیر ارائه خدمات آزادانه یک عضو هیئت مدیره در حوزه تخصصی خود (خدماتی که در هر مورد باید از طرفهای سوم ابتیاع میشد) را میتوان با پرداختهای متناسب و منصفانهای جبران نمود.
جمعبندی و نتیجهگیری:
بررسی وقف و امور خیریه در سوئیس نشان میدهد که بخش غیرانتفاعی این کشور بر مبنای چارچوبهای حقوقی نسبتاً منظم و دو قالب اصلی، یعنی بنیاد و انجمن، فعالیت میکند.هرچند در حقوق سوئیس تعریف قانونی مستقلی از خیریه وجود ندارد، فعالیتهای خیرخواهانه و اجتماعی در نظام مالیاتی این کشور با مفهوم «عامالمنفعه» شناخته میشوند. از این رو، عامالمنفعه بودن نه صرفاً یک عنوان اخلاقی، بلکه وصفی حقوقی و مالیاتی است که میتواند به برخورداری نهادها از برخی مزایا، از جمله معافیتهای مالیاتی، منجر شود.
بنیاد در سوئیس نهادی حقوقی و مستقل است که بر اساس اختصاص دارایی برای هدفی مشخص ایجاد میشود. دارایی بنیاد پس از وقف یا تخصیص، ماهیتی غیرقابل بازگشت پیدا میکند و باید در مسیر هدف تعیینشده در اساسنامه به کار گرفته شود.
این ویژگی بنیاد را از بسیاری از سازمانهای دیگر متمایز میسازد؛ زیرا هویت بنیاد بیش از آنکه بر اعضا یا مؤسسان استوار باشد، بر دارایی و هدف وقفشده تکیه دارد.
پس از ثبت بنیاد در دفتر ثبت تجارت، بنیاد شخصیت حقوقی مستقل پیدا میکند و از کنترل مستقیم بنیانگذاران فاصله میگیرد؛ هرچند در شرایطی مشخص، مؤسس ممکن است حق اصلاح بند مربوط به اهداف بنیاد را برای خود محفوظ داشته باشد.
یکی از مهمترین مزیتهای بنیاد، ثبات هدف در طول زمان است. اهداف بنیاد، برخلاف اهداف انجمن، به سادگی قابل تغییر نیستند و همین امر باعث میشود که کمککنندگان و واقفان، بنیاد را برای اختصاص منابع مالی بلندمدت، ابزار مناسبتری بدانند.
استمرار هدف، جلوگیری از بازگشت دارایی به اهداکننده و انتقال اموال باقیمانده به نهاد دیگری با هدف مشابه در صورت توقف فعالیت بنیاد، همگی از مؤلفههایی هستند که پایداری نیت خیرخواهانه و حفاظت از منابع را تقویت میکنند.
در مقابل، انجمن در سوئیس بر پایه عضویت افراد شکل میگیرد و حداقل با دو عضو قابل تشکیل است. نهاد عالی تصمیمگیر در انجمن، مجمع عمومی اعضاست و اعضا میتوانند بر اداره انجمن و حتی تغییر اهداف آن اثر بگذارند.
انجمنها غالباً برای تحقق اهداف ایدهآل، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی یا حرفهای تشکیل میشوند و اگرچه میتوانند برای تأمین هدف غیرانتفاعی خود فعالیت تجاری داشته باشند، هدف اصلی آنها نباید تأمین سود مستقیم برای اعضا باشد.
انعطاف در تصمیمگیری و تغییر هدف، از مزیتهای انجمن محسوب میشود، اما همین انعطاف ممکن است از منظر برخی خیرین، نسبت به بنیاد، ثبات کمتری ایجاد کند.
تفاوت بنیاد و انجمن در سطح نظارت نیز آشکار است. بنیادهای سوئیسی، با توجه به ماهیت دارایی وقفشده و لزوم حفظ جهتگیری آن، زیر نظر مراجع نظارتی فدرال یا ایالتی قرار دارند. این نظارت کمک میکند منابع از اهداف بنیاد منحرف نشوند و مدیران در راستای منافع بنیاد عمل کنند.
در مقابل، انجمنها اصولاً تحت نظارت خارجی مشابه بنیادها نیستند و اداره آنها بیشتر بر عهده اعضا و سازوکارهای داخلی خود انجمن قرار دارد. به همین دلیل، انتخاب میان بنیاد و انجمن باید با توجه به هدف، شیوه تأمین منابع، میزان نیاز به ثبات، گستره ذینفعان و نوع فعالیت نهاد صورت گیرد.
شرط عامالمنفعه بودن نیز جایگاه مهمی در نظام خیریه سوئیس دارد. یک فعالیت برای برخورداری از این وصف باید نفع شمار نامحدودی از افراد یا گروههای جامعه را دربر گیرد؛ بنابراین، فعالیتی که تنها به جمعی محدود و مشخص سود برساند، اصولاً عامالمنفعه تلقی نمیشود.
افزون بر آن، هدف نهاد باید قانونی، ممکن و اخلاقی باشد و دارایی آن به طور واقعی برای تحقق همان هدف اختصاص یابد. نکته قابل توجه این است که خدمات عامالمنفعه نهادهای سوئیسی میتواند محدود به مرزهای این کشور نباشد و در صورت احراز شرایط مقرر، فعالیتهای خیریه در دیگر نقاط جهان نیز از مزایای قانونی و مالیاتی برخوردار شوند.
عنصر مهم دیگر، فقدان منفعت شخصی در فعالیت عامالمنفعه است. مدیران و امنای یک نهاد خیریه باید منافع جمعی را بر منافع فردی ترجیح دهند و ساختار اداره نهاد نباید به ابزاری برای کسب سود شخصی تبدیل شود.
هرچند در برخی موقعیتها، پرداختهای منصفانه و متناسب برای خدمات تخصصی یا فعالیتهای مازاد بر وظایف معمول ممکن است امکانپذیر باشد، اصل حاکم آن است که منابع نهاد در مسیر هدف عمومی هزینه شود و منافع شخصی مدیران بر تصمیمگیریها غلبه پیدا نکند.
در نهایت، تجربه سوئیس نشان میدهد که موفقیت وقف و امور خیریه در گرو ترکیب چند عنصر کلیدی است:
هدف روشن، دارایی پایدار، ساختار حقوقی مناسب، نظارت مؤثر، فقدان منفعت شخصی، شفافیت در اداره و توجه واقعی به منافع عمومی.
بنیادها در این الگو ابزار مناسبی برای حفظ بلندمدت یک نیت خیرخواهانه و اختصاص پایدار دارایی به یک هدف عمومی هستند؛ در حالی که انجمنها برای فعالیتهای مشارکتی، عضویتمحور و انعطافپذیر ظرفیت بیشتری دارند.
بنابراین، مهمترین درس نظام سوئیس آن است که حمایت از خیرخواهی و تشویق مشارکت اجتماعی، نیازمند چارچوبی است که هم آزادی عمل نهادهای مدنی را به رسمیت بشناسد و هم با نظارت قانونی، شفافیت مالی و الزام به رعایت اهداف عامالمنفعه، از منابع اختصاصیافته برای منافع عمومی حفاظت کند.
منبع: آشنایی با نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور سوئیس، گردآورنده: دفتر نوسازی و تحول معاونت توسعه و پشتیبانی سازمان اوقاف و امور خیریه، تهران: شرکت چاپ و انتشارات سازمان اوقاف و امور خیریه، چاپ اول، 1396ش.
تنظیم و تکمیل: تحریریه راسخون